نوشته جِز کوردن
گزارشی جدید توضیح میدهد که مایکروسافت برخی اهداف داخلی برای فروشندگان هوش مصنوعی خود را کاهش داده است؛ چرا؟ هیچکس نمیخواهد از محصولات ضعیف آن استفاده کند.

هفته گذشته دربارهٔ این که شریک پشتیبان کوپایلت مایکروسافت، OpenAI، وضعیت «کد قرمز» صادر کرده است، نوشتیم. ChatGPT در حل مسائل نسبت به Google Gemini عقب مانده است و تولید تصویر Nano Banana بهمراتب سریعتر از DALL·E خود OpenAI پیشرفت کرده است.
با اینکه مدل تجاری OpenAI تحت نظارت مداوم قرار دارد و به سطوح خطرناکی از بدهی رسیده است، این مسأله برای مایکروسافت تبدیل به یک مشکل زنجیرهای شده است؛ زیرا لایه پسلایهً کسبوکار خود را در نهایت به یک شرکت بیقوه در میآورد.
| # | چتبات هوش مصنوعی مولد | سهم بازار جستوجوی هوش مصنوعی | رشد تخمینی کاربران بهصورت فصلی |
|---|---|---|---|
| 1 | ChatGPT (بهجز کوپایلت) | 61.30% | 7% ▲ |
| 2 | Microsoft Copilot | 14.10% | 2% ▲ |
| 3 | Google Gemini | 13.40% | 12% ▲ |
| 4 | Perplexity | 6.40% | 4% ▲ |
| 5 | Claude AI | 3.80% | 14% ▲ |
| 6 | Grok | 0.60% | 6% ▲ |
| 7 | Deepseek | 0.20% | 10% ▲ |
تحقیقات فراوانی وجود دارد که نشان میدهد ابزارهای هوش مصنوعی فعال بهصورت مکرر احتیاج به مداخله انسانی دارند، امری که آنها را از لحاظ هزینه ناکارآمد میکند، اما بهنظر میرسد مایکروسافت نسبت به اینکه ابزارهایش بهخوبی طراحی نشدهاند، بیتفاوت است.
به هر حال، طبق گزارشها OpenAI برنامه دارد مدلهای آینده ChatGPT را زودتر عرضه کند تا با رشد Google Gemini رقابت کند. من گمان میکنم مشکلات برای مایکروسافت عمیقتر است؛ شرکتی که زیر نظر ساتیا نادلا بیوقفه کار کرده تا تردید درباره محصولات خود ایجاد کند.
مزایای هوش مصنوعی گوگل در حال انباشته شدن است، در حالیکه معایب مایکروسافت بهسرعت تکثیر میشوند

چه فناوری سرور Tensor گوگل باشد و چه موقعیت مسلط آن در اندروید مرتبط با Google Play، کمبودی مایکروسافت در پیشبینی و توجه به مشتریان واقعیاش شروع به تأثیر گذاشتن بر شرکت کرده است. نادلا سعی کرده اندازه بزرگ شرکت را بهعنوان دلیل عدم نوآوری اشاره کند، اما این برای من بهنظر توجیهی بهظاهر بیاساس میآید. همه چیز به اولویتها مربوط میشود — نادلا بهجای تمرکز بر ارائه ارزش به مشتریان یا کارکنان، تمایل به جلب رضایت سهامداران داشته است و این ذهنیت کوتاهمدت میتواند مایکروسافت را در صورتی که هوش مصنوعی واقعاً یک تغییر پارادایم محاسباتی بهوجود آورد، بهسختی بیاید.
مایکروسافت تقریباً بهطور کامل وابسته به فناوری گرانقیمت NVIDIA برای دیتاسنترهای خود است، در حالیکه گوگل بهطور فعال سرمایهگذاری میکند تا تمام لایهها را خود مالک شود. همچنین مایکروسافت بسیار سختکوشی کرده است تا ویژگیهای نیمهپخته هوش مصنوعی را در محصولاتش جا بدهد، در حالیکه گوگل بهنظر میرسد رویکردی متفکرانهتر داشته باشد؛ اگرچه در ابتدا با خلاصههای جستوجوی گوگل اشتباهاتی داشت. مایکروسافت همانند یک گاو در مغازهچینی از درب خارج شد و سرمایهگذاران از این کار قدردانی کردند — اما با عبور به سال 2025، محصولات هوش مصنوعی گوگل صرفاً بهتر کار میکنند و هماهنگی بیشتری با نحوهٔ استفادهٔ واقعی مردم دارند.
من شخصی هستم که بهصورت روزانه از ویژگیهای هوش مصنوعی در اندروید گوگل و ویندوز مایکروسافت استفاده میکنم و اختلاف بین این دو شرکت روز بهروز گستردهتر میشود. امکانات سادهای مانند ویرایش عکس در تلفنهای Google Pixel، سالهای نوری پیشی از ابزارهای افتضاح موجود در برنامهٔ Microsoft Photos روی ویندوز دارند. Google Gemini در برنامههای Google نیز بسیار هوشمندتر و شهودیتر از Copilot در Microsoft 365 است، بهعنوان کسی که بهطور فعال هر دو را در دو حوزه کاریام بهکار میبرم.
نگرش «الان تحویل بده، بعداً اصلاح کن» مایکروسافت خطر دارد که محصولات هوش مصنوعی آن بهمانند Internet Explorer، شهرتی برای کیفیت ضعیف پیدا کنند.
جرأت میکنم بگویم، Gemini در واقع مفید است و میتواند معمولاً کارهایی را که در یک شغل روزانه نیاز دارید، اجرا کند. «یک بازهٔ زمانی برای این تاریخ پیدا کن تا مناطق زمانی مختلف را پوشش دهد» — Gemini این کار را بهراستی انجام میدهد. Copilot 365 حتی توانایی برنامهریزی یک رویداد تقویم بهصورت زبان طبیعی در برنامهٔ Outlook موبایل را ندارد و حتی در برخی موارد لینکهای قابل کلیک را هم ارائه نمیدهد. حداقل Copilot بازی Xbox یک برچسب بکِتا دارد که دلیل شکست نصفوقت آن را توضیح میدهد. واقعاً عجیب است که چقدر این ویژگیها نیمهپختهاند و سؤالبرانگیز است که مایکروسافت تصمیم به عرضهٔ آنها در این وضعیت داشته باشد. و مایکروسافت میخواهد Windows 12 را بهصورت AI‑محور عرضه کند؟ لطفاً.
نگرش «الان تحویل بده، بعداً اصلاح کن» مایکروسافت خطر دارد که محصولات هوش مصنوعی آن شبیه Internet Explorer، با شهرتی برای کیفیت ضعیف، شود و آینده را به نفع شرکتهای صبورتر و دقیقتری که زمان بیشتری برای صیقلکاری صرف میکنند، فدا کند. استراتژی مایکروسافت در زمینه هوش مصنوعی بهنظر میرسد بر ارائه محصولات ارزونتر و کمکیفیت با هزینهٔ کمتر (Microsoft Teams، سلام) متمرکز باشد، بهجای گزینههای گرانتر و بالاترین کیفیت که رقبا ارائه میدهند. اینکه این استراتژی برای هوش مصنوعی، که هزینهٔ عملیاتی بسیار بالایی دارد، مؤثر باشد یا نه، هنوز مشخص نیست.
سرمایهگذاری پیشرفتهٔ مایکروسافت در OpenAI در ابتدا موقعیتی بینظیر بهدست داد، اما هرچه عمیقتر به این چرخه مینگریم، ترکهای شکافی ظاهر میشوند. بسیاری از محصولات هوش مصنوعی مایکروسافت تا به امروز نشانگر کمبود کامل جهتگیری و هرجومرج هستند، اما همه چیز ناامیدکننده نیست. برخی از راهکارهای سازمانی هوش مصنوعی مایکروسافت رشد قویای را مشاهده میکنند. Github Copilot بهعنوان یک داستان موفق برای ردمن شناخته میشود و مایکروسافت در صدد بررسی چیپستهای Maia و Cobalt خود و حتی مدلهای زبانی است تا از وابستگی به NVIDIA و OpenAI جدا شود. اما مایکروسافت تحت رهبری ساتیا نادلا توانایی شگفتانگیزی در عدم تحقق برنامههای وعدهدار دارد.
بدون تأکید بیشتر بر کیفیت، آیندهٔ مایکروسافت در هوش مصنوعی ممکن است صرفاً به فروش مجدد فناوری سرورهای NVIDIA و افزایش قیمت برق محلی محدود شود، بهجای ارائهٔ نوآوری واقعی داخلی در این حوزه. سهامداران خوشحال خواهند شد که مایکروسافت فقط بهعنوان فروشنده سرور عمل کند، اما این برای شرکتی که پیش از این یکی از نوآورترین شرکتهای فناوری بود، میراثی ناپسند خواهد بود.